![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای روزانه |
|
سلام آقاجون
از دقایقی پیش که دعای قبل از اذان صبح پخش میشد ، این فکر به ذهنم خطور کرد که بیام و براتون نامه بنویسم . بعد هم که اذان . و بعد نماز را اقتدا به شما کردم ، از آن رو که بدون محدودیت فضا و زمان و مکان ، نماز اول وقت را همه خوبان به شما اقتدا میکنند .حالا یه روز هم یکی مثل من قاطیشون بشه ، چیزی از جلال و جبروت این جماعت کم میشه ؟؟ نه !!!! حین نماز و تعقیباتش ، دل تو دلم نبود که زودتر بیام اینجا و بنویسم از این درد نهفته !!!!!!! میدونم تنها راه علاجش دست شماست !!! آقاجون ، این روزای آخر که نزدیک روز تولد باباتون ، علی مرتضی(ع) است ، دل تو دل اون آدم حسابیها نیست ، (اونایی که از جنس امثال من نیستند) ، این روزای آخر رو توی هر سال دلهره دارند که سیزده رجب ، بازم شما می آئید سراغشون ؟؟؟ اون کادو خوبه رو ، دوباره ازتون میگیرند ؟؟؟ گرمای اون رو ، در پوست و خونشون حس میکنند ؟؟؟؟ (به چشم ، بیشتر نمی گم!!!!) شما هم که این روزا مشغولید ، لیستتون رو مرتب میکنید که کسی جا نمونه از بین اونایی که باید کادو شون رو بگیرند ، اما..... اما آقاجون ، دلتون میاد ، پس فردا که می آئید ، کادوی دا.... رو توی بازداشتگاه بهش بدید؟؟؟ آقاجون ، میدونم اونم الآن دل تو دلش نیست که پس فردا ، آیا کادوشو دوباره میگیره ؟؟؟ ولی از طرفی دلش نمی خواد ، توی حبس ، میزبان شما باشه !!!! و حتما آرزو داره مثل هرسال در کنار استاد عزیزش ، میزبان قدمهای مبارکتون باشه . شاید برای بعضی ها خنده دار بیاد که مگه با یه نامه مجازی به شما ، میشه به مقصود رسید!!!! ولی من میدونم ، این نامه هم ، مثل اون نامه های داخل چاه ، بی جواب نخواهد ماند !!!!!!!!!!! آقاجون ، ببخشید ، سرتون شلوغه !!! بیش از این وقتتون رو نمی گیرم ، من آزادی اون عزیزم رو از شما میخوام . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ، یا ابا صالح المهدی (عج) ادرکنی .
پی نوشت : دوستان خوبم ، شما هم دعا کنید ، شاید که به آبروی شما خوبان ، آقاجون مرادمو بده !!!!.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:20 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| نویسنده |
|
رضا .................................. |