![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای روزانه |
|
سلام
روزیکشنبه ساعت ۵ صبح هتل تاج پالاس - دبی دیروز - شنبه ساعت ۱۲.۴۵ از فرودگاه امام خمینی پرواز کردیم جاتون خالی نباشه با ایرعربیا اومدم شارجه - چه پروازی ؟ بدون پذیرایی ! باورتون میشه روی ایرانی ها را سفید کردند از خوب سرویس دادنشون - فقط یه بار چرخ دستیشون با دو تا خانم مکش مرگ من اومد دور زد که چی؟ چای و قهوه بفروشن ؟؟؟؟؟ واقعا که ! عوضش هتلمون توپه توپه ! یه آپارتمان مشتی داریم با شبی ۱۱۰۰۰۰۰ تومان اجاره !!!! توی هتل ۵ ستاره !!!کی میخواد بده این پولو ؟؟؟ من که ندارم !!! کی میدونه شاید تا آخر عمر همین جا بمونم ظرف بشورم که بدهیم صاف بشه - آهان تا یادم نرفته بگم تلافیه گرسنه موندن توی پرواز رو ساعت ۴توی رستوران لبنانی نزدیک Taj Palace Hotelدر آوردم و جاتون خالی اونقدر خوردم که تا الآن که ۵ صبحه گرسنم نشده !!!! خوب بقیه ساعات هم تعریف خاصی نداره همش جلسه بودم تا ساعت ۴ !!!! این عربها خواب ندارند ؟؟؟؟؟؟ حالام که برگشتم هتل و از اونجا که این سوئیت ۴هزار درهمی به اینترنت هم منور است دست به کار شدم که از شماها خیلی دور نباشم . تا بعد .... ضمنا من پسر خوبی بوده ام !!! قابل توجه !!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/29ساعت 4:28 توسط رضا |
|
|
سلام به همه دوستان عزیزم
الآن ساعت ۳ صبح جمعه است . من ساعت ۱۲.۳۰ ظهر شنبه پرواز دارم به دبی . خواهش میکنم نه فرودگاه بیائید نه دسته گل بفرستید و نه گریه کنید ( یه کمی خودمو تحویل گرفتم) چند روزه ؟ نمی دونم بر می گردم ؟ نمی دونم برای چی میرم ؟ میدونم ! به قول محمدرضا شاه وقتی که ۲۶ دی ۵۷ از ایران میرفت " احساس خستگی میکنم " ولی امیدوارم مثل اون سر از مصر و سرطان و .... در نیارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوب بچه های خوبی باشید ، به کبریت دست نزنید ، مامانتون رو اذیت نکنید تا من بر گردم ! البته اگر اتاقهای هتلم به اینترنت وصل بود حتما بهتون سر میزنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/27ساعت 2:58 توسط رضا |
|
|
من عصبانی هستم !
از دست کی ؟ چی ؟ چرا ؟ از دست خودم !!!! برای اینکه یه اشتباه کردم . در رفتارشناسی و هنجارشناسی ! بقیه را شاید بتونم ببخشم ولی خودم را نه ! باید در بعضی روابط ، برخی دوستی ها ، پاره ای از ارتباطات .... و در نهایت باید در چگونه بودنم تجدید نظر کنم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/23ساعت 13:34 توسط رضا |
|
|
اپیزود ۱ :
من معتاد شده ام !!!!!! هر روز صبح باید به این اعتیاد برسم ! هر بعد از ظهر هم باید دوباره تکرار کنم ! تازه روزهای تعطیل . تا نیمه شب به آن گرفتارم ! اپیزود ۲ : من قبلا هم معتاد شده ام ولی هر بار توانسته ام که نجات یابم و ترک کنم ! یک بار به خوردن گلابی معتاد شدم بعد چه شد ؟ رفتم پارک آزادی شیراز و ۲ کیلو گلابی را یکجا خوردم . تنهایی ! ... و بعد توانستم اعتیادم را ترک کنم . اپیزود ۳ : حالا به چی معتاد شده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به وبلاگ نویسی و کامنت نویسی کِی باید این اعتیاد را ترک کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/15ساعت 14:20 توسط رضا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/11ساعت 15:10 توسط رضا |
|
|
چرا پست قبلی من از بین رفت ؟ یه اشتباه ساده . یه اختلال شبکه . قبل از کامل شدن صفحه بازسازی کردم و دیگر هیچ . خیلی دلم براش سوخت البته شاید امروز لیاقت اون مطلب دو روز پیش خودم را نداشتم که از دست رفت شاید ... امیدوارم یکی از شما دوستان خوبم اون مطلب را جایی حفظ کرده باشید و به عنوان یک کادوی ارزشمند برام بفرستید . امیدوارم .... البته هر چی که یادم اومد دوباره نوشتم . شما میتونید کمک کنید تا کامل بشه . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 16:34 توسط رضا |
|
|
چیزهایی که یادم مونده بود دوباره نوشتم : این روزها همه جا بوی عشق میدهد بوی خلوص . بوی صفا همه جا یکرنگ شده سر هر کوچه میتوانی هر چه میخواهی بدست آوری فقط باید بخواهی و تنبلی نکنی و بدونی که چی میخواهی و باید بدونی که چه چیزی را از چه کسی بخواهی سر اون کوچه . من رو هم فراموش نکنید یا حق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/01ساعت 13:48 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| نویسنده |
|
رضا .................................. |